close
چت روم
امام خمینی (رحمه الله علیه) دخالت در سیاست در راس تعلیمات انبیاست

آماده باش برای شهادت
شهید +شهادت +شهدا +شهیدپرور +شهادت طلب +استشهادی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
">شهادت -
امروز : یکشنبه 06 اسفند 1396
جستجوی مطالب

Google
aama813.rozblog.com

بیانات امام خمینی(رحمه الله علیه) در جمع ائمه جماعات استان خراسان و گروهی از روحانیون کاروان های حج عازم بیت الله الحرام

تاریخ: 1360/06/18



......

دخالت در سیاست در راس تعلیمات انبیاست

شما ببینید الان در مصر همین مسأله است. سادات تمام مساجد را از قراری که خبرگزاری ها نقل می کنند، تمام مساجد را تحت کنترل خودش در آورده و همه اینها را ممنوع کرده از اینکه در سیاست دخالت کنند. علمای مصر به قول سادات نباید در امور سیاسی دخالت بکنند، مسجد بروند، منبر هم بروند لکن همان مسائلی که متعارف بود سابقاً در اینجا و آنجا، همین اینها را باید بگویند دیگر غیر از این پا را فراتر نگذارند. ما امروز می فهمیم این معنا را، اگر چنانچه سابق بود و دیروز بود، ما

صحیفه نور جلد 15 صفحه 145

می گفتیم خوب راست می گوید، سادات راست می گوید: (آقایان چه کار دارند به سیاست؟) چنان برای اینکه خود آقایان هم دخالت نمی کردند. اما امروز ما می فهمیم، ملت ما می فهمد، علماء اسلام فهمند در ایران که این نقشه ای که سادات دارد انجام دهد، این همان طرحی است که سابقاً در ایران هم انجام گرفت. و لکن حالا چون علمای مصر یک قدری توجه به مسائل دارند، می خواهند در امور دخالت کنند، او وحشت کرده از اینکه مبادا اینها دخالت کنند و حکومت او را متزلزل کنند. هم ملت ها را اینها اغفال کرده بودند و هم علما را. آدم بسیار مقدس آن بود که هیچ کار به کار جامعه نداشته باشد، دولت هر کاری می خواهد بکند دولت است، تسلیم باشد در مقابل دولت، مأمورین دولت هر کاری می خواهند بکنند، تسلیم باشند در مقابل او و هیچ دخالتی نکنند. این البته اگر چنانچه شما آقایان هم دخالت نکنید و ماها هم هیچ دخالت نکنیم، احترامات محفوظ است، سلام را با خیلی مد هم سلام به آدم می گویند، دست هم ممکن است یک وقت ببوسند لکن به شرط اینکه حدود محفوظ باشد، سیاست مال ما و مسأله گوئی هم مال شما، مسجد مال شما، صحنه سیاست مال ما. اگر این مطلب را آقایان قبول بکنند محترم هم هستند واگر آمریکا خاطر جمع باشد که آقایان دیگر بنا ندارند در سیاست دخالت کنند، دستش را از روی این ملت و از این شیطنت ها برمی دارد، برای اینکه آنی که از او می ترسد، از آخوند می ترسد. اینها دیدند که آخوند همیشه دنبال این بود که یک صدائی درآورد، همان وقتی هم که در زمان رضاخان آن اختناق عجیب و غریب بود که هر کسی از همسر خودش می ترسید، آن اختناقی که در زمان رضاخان بود هیچ ربطی به آن اختناقی که در زمان محمدرضا بود نداشت. در همان زمان اختناق، خوب چندین قیام از علما شد، از آذربایجان شد، از اصفهان شد که از اصفهانش همه علماء ایران را دعوت کردند به قم و از مشهد شد، دیدند که خوب این مردم، این جمعیت با اینها باز هستند و آن نقشه ای که اینها را از هم جدا کنند و اینها را مرفوض کند انجام درست نگرفته است و این قیام ها در زمان اختناق هم هست، دنبال این بودند که این طایفه را کنار بگذارند و اگر این طایفه را کنار بگذارند، همه مقاصدشان با سهولت انجام گیرد. شما خیال نکنید که این قشرهای روشنفکر و ملی گرا و امثال ذلک کار از آنها می آید، اینها پیش مردم که حسابی ندارند، مردم به اینها کاری ندارند، آنی که از او می ترسند از جامعه می ترسند، از ملت ترسند،آنی که با ملت سر و کار دارد شما آقایان هستید. ایران در هر دهش یک اهل علم هست، حالا اگر نباشد هم خوب، خیلی نادر است و در هر شهری عده ای هستند، در هر استانی عده هائی هستند و اینهایند که آنها از آنها می ترسند می گویند که اینها مردم به آنها توجه دارند.
ائمه جماعات وقتی که در مسجد می روند هر کدام یک عده ای دارند و یک عده مرید دارند، یک عده مأموم دارند، اگر یک وقت صدایشان در آید، خوب، این اسباب زحمت می شود. این دژ را باید بشکنند، با هر قیمتی که شده است دنبال اینند که اینها را از بین ببرند، الان هم هستند، آنوقتی که اینها درست ادراک نکرده بودند و حدس می زدند، خوب حدسی بود هم که درست بود که این طایفه در بین مردم اینطور هستند که می توانند مردم را بسیج کنند، با اینکه نشده بود یک همچو امری، معذلک آنقدر

صحیفه نور جلد 15 صفحه 146

جدیت کردند با دست عمال خودشان، با روزنامه نویس ها، با همه بوق های تبلیغاتی که این جمعیت را از مردم جدا کنند و یک وقت همه عمامه ها را باید بردارند، عمامه ها را برداشتند، طلبه ها نمی توانستند در خیابان ها بروند، در زمان رضاخان اینطور بود، بعد هی هر چه گذشت، دیدند نه نمی شود، این جمعیت به اینطور از بین نمی رود، با زور و فشار، حبس و تبعید و امثال ذلک لکن خوب، جنبه هائی که جنبه های سیاسی بود و جنبه هائی بود که مردم را از اینها دلسرد کنند، اینها را از مردم جدا کنند، امثال اینها، همه اینها را آن روزی که اینها ندیده بودند باز مطلب را آنطور با جدیت دنبالش بودند، امروزی که دیدند و سیلی را خوردند از اسلام و ازاین روحانیت معظم اسلام و فهمیدند، احساس کردند این معنا را که اینها می توانند مردم را بسیج کنند. این بسیج عمومی که الان در ایران هر وقت یک فرض کنید سپاه پاسداران بگویند، مردم بسیج می شوند. این دنبال همین معناست که مسجدها مرکز این مسائل بود و شد و این کار در ذهن مردم وارد شد. علمای اسلام احساس کردند، اکثریت قریب به اتفاقشان احساس کردند که باید مااین سد عدم دخالت در سیاست را بشکنیم و ما باید وارد بشویم در امور، باید ما دخالت کنیم، باید اهتمام به امر مسلمین داشته باشیم. اهتمام بر امر مسلمین این نیست که این من بروم نماز بخوانم و او اقتدا کند. این که امر مسلمین نیست، این امر خداست. امور مسلمین عبارت است از امور سیاسی و اجتماعی مسلمین است. تمام انبیا از صدر بشر و بشریت، از آنوقتی که آدم علیه السلام آمده است تا خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم، تمام انبیا برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند و فرد را فدای جامعه می کردند. ما فردی بالاتر از خود انبیا نداریم، ما فردی بالاتر از ائمه علیهم السلام نداریم، این فردها خودشان را فدا می کردند برای جامعه. خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم لیقوم الناس بالقسط غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلم ها از بین برود، ستمگری ها از بین برود و ضعفا به آنها رسیدگی بشود، قیام به قسط بشود. دنبالش هم می فرماید وانزلنا الحدید تناسب این چیست؟ تناسب این است که با حدید باید اینها انجام بگیرد، با بینات، با میزان و با حدید فیه باس شدید یعنی اگر چنانچه شخصی یا گروهی بخواهند یک جامعه را تباه کنند، یک حکومتی را که حکومت عدل است، تباه کنند ،با بینات با آنها باید صحبت کرد، نشنیدند با موازین، موازین عقلی، نشنیدند با حدید.
اینهائی که دلسوزی می کنند برای این افراد فاسد، مفسد، مشغول به انفجار و ترور امثال ذلک، اینها لغت انبیا را نمی دانند چیست، آنها خیال می کنند که انبیا آمده اند مسأله بگویند، تمام شما کدام یک از انبیا را سراغ دارید که در امور اجتماعی به آنطور حادش شرکت نکرده و سردمدار نبوده است؟ موسی علیه السلام یک شبان با عصایش راه می افتد می رود سراغ فرعون، نمی آید توی بازار مسأله بگوید این هم هست البته اما می رود سراغ فرعون، خدا هم او را فرستد دنبال فرعون بروید او را دعوت کنید، دعوتش کنید، به قول لین هم دعوتش کنید و امثال ذلک، وقتی که قول لین نشد آنوقت قیام خواهد. پیغمبر اکرم کدام روز نشست همین طوری فقط مسأله بگوید، کاری به کار جامعه نداشته

صحیفه نور جلد 15 صفحه 147

باشد؟ اینهائی که می گویند آخوند چه کار دارد به امور سیاسی، پیغمبر اکرم کدام روزش از مسائل سیاسی خارج بود؟ دولت تشکیل می داد، با اشخاصی که بر ضد اسلام، ستمگر بر مردم بودند، با آنها مبارزه می کرد، جنگ می کرد. ما را آنطور می خواستند منزوی کنند که لباس جندی را می گفتند با عدالت منافات دارد. حضرت امیر لباس جندی داشت، با عدالت منافات داشت؟! حضرت سیدالشهدا نداشت لباس جندی؟ اینها با آن تبلیغات بسیار وسیع شان ما را منزوی کرده بودند، یعنی خود ما را به مغزهای ما آنقدر خوانده بودند که خودمان باور کرده بودیم که نباید ما در سیاست دخالت کنیم. نخیر، مسأله این نیست، مسأله دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیاست، مسأله جنگ مسلحانه با اشخاصی که آدم نمی شوند و خواهند ملت را تباه کنند، در رأس برنامه های انبیا بوده است. ما همه تعلیمات انبیا را کنار گذاشتیم، فقط به آن تعلیماتی که با عرض می کنم دخالت نکردن در سیاست و دخالت نکردن در جامعه، اینها فقط همینش را گرفته ایم، نمازش را گرفته ایم و باقی را رها کردیم. مگر امکان دارد که انسان مسلمان باشد به فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و امثال ذلک و در امر مسلمین دخالت نکردن؟ اگر اهتمام به امر مسلمین کسی نکند مسلم نیست، به حسب روایت منسوب الی رسول الله. ملت ما باید همانطور که بیدار شده است و هشیار و توجه به مسائل پیدا کرده و فهمیده است که اینهائی که با روحانیون مخالف هستند با ملت مخالفند، نه با روحانیون، اگر روحانیون کاری به کار دولت ها نداشتند خیلی هم محترم بودند و خیلی هم معزز اما یک احترام میان تهی آبرو پیش خدا رفته و این حاکم شهر به آدم احترام می گذارد. امروز همه فهمیدند این را، مگر آنهائی که خودشان را به نفهمی می زنند و آنهائی که مغزهایشان خشک است که نمی فهمند هیچ چیز را که این مسأله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیا برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط وارد کردن مگر می شود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتیاجات ملت ها کسی بدون اینکه دخالت کند، قیام بالقسط باشد؟ یقوم الناس بالقسط باشد؟ مگر می شد ما و شما با محمدرضا بسازیم که بیا، دیگر ما کاری به شما نداریم و ما خیلی هم آمد گفت دیگر که ای مراجع اسلام ای چه، ای چه، من دیگر از آن کارها دست برداشتم، همانی که مراجع اسلام را می گفت که این سیاه روزها و این کذا و کذا، بدگوئی می کرد به آنها، همان آمد گفت. چرا آمد گفت؟ برای اینکه دوباره بازی بدهد، خیال می کرد حالا دوباره می شود بازی داد. بازی یک وقت نخورید، یک وقت این شیاطین نیایند بگویند که به شما چه دخالت در اسلام، دخالت در سیاست، شما بروید سراغ مسأله گفتن تان، خیلی هم معزز هستید و اگر چنانچه مسأله می گفتید دیگر قتلی واقع نمی شد، برای دخالت در سیاست بود که چندین هزار معلول و مقتول دارید. این اشکال اولش به نبی اکرم وارد است، اگر ایشان هم به سرمایه دارهای مکه و حجاز کاری نداشت و توی مسجد می نشست و مسأله می گفت، جنگ پیش نمی آمد، کشتار نمی شد، عموی معظمش کشته نمی شد. و به سیدالشهدا وارد است، اگر سیدالشهدا می رفت پیش یزید و بیعت می کرد و مسأله گو، مسأله گفت، با او می ساخت و مسأله می گفت، یزید خیلی هم احترام می کرد و دستش هم

صحیفه نور جلد 15 صفحه 148

می بوسید، ولی تکلیف این بود؟ ما وحشت داریم از اینکه چند هزار آدم از ما کشته شده است؟ اگر ما وحشت داریم باید ما اصلاً طریقه انبیا را کنار بگذاریم، باید آن چیزی که انبیا آوردند، آن چیزی را که خدا امر کرده به آنها که بروید این سردمدارها را دعوت کنید، دعوت همین نبود که بروند بگویند آقا مسلمان شو، اگر چنانچه نشد دیگر بروند سراغ کارشان. نخیر، دعوت می کردند با شمشیر توی سرشان می زدند تا آدم بشوند، کشته می دادند و می کشتند. مگر شهادت یک امری است که انسان برای آن عقب نشینی بکند. هی گفته بشود به اینکه خوب اگر اینطور مسائل نبود، اگر ما با شاه کنار آمدیم دیگر اینقدر کشتار واقع نمی شد، پیغمبر هم اگر با ابوسفیان کنار می آمد، نمی شد، سیدالشهدا اگر با یزید، حضرت امیر هم اگر با مخالفینش که مخالف اسلام بودند، کنار می آمد دیگر کشتاری نمی شد، دیگر جنگ صفینی در کار نمی آمد، جنگ جملی در کار نمی آمد. چشم ها را، هم گذارند و خودشان را یا به نفهمی می زنند یا نفهمند و نمی بینند که انبیا چه کردند و چه زحمت هائی و چه جانفشانی هائی برای مقاصد خودشان کردند و اسلام از صدر اسلام تا آخر اولیاء خدا چه کردند و چه جانفشانی هائی کردند و چه فداکاری هائی کردند. اگر الان به شما ملت مسلمان و به شما روحانیون معظم اشکال بکنند که آقا اگر چنانچه نشسته بودید سر جایتان، خوب، چی تان لنگ بود؟ خوب، محمدرضا کارها را انجام داده بود، حالا آمریکا هم یک قدرش را ببرد، خوب به ما چه؟ مال دنیا که اینقدر ارزش ندارد، نفت هم یک چیز بو گندی است که ارزشی ندارد، ببرندشان جان ما را فارغ کند از نفت. اگر شما با آنها ساخته بودید، حالا دیگر این اجتماعات نبود و این راهپیمائی ها نبود و این زحمت ها نبود و این تعطیلات نبود و این کشتارها نبود و این گرانی ها مثلاً نبود و امثال ذلک، همه این حرف ها به انبیا وارد است. اگر شما خودتان را دنباله رو انبیا می دانید و ملت ما خودش را دنباله رو پیغمبر اکرم می داند، باید این مسائل را با کمال جدیت همانطوری که پیغمبر اکرم در همان وقتی که زمان رحلتش بود، همان وقت یک جیشی را فرستاده بود بیرون مدینه مهیا بودند که بروند به جنگ. کدام روز پیغمبر خالی از این مسائل سیاسی و اجتماعی بود، از جنگ بود، پیغمبر نمی دانست اگر در احد این قدر کشته می شد و در فلان، این همه عزیزان از بین می روند؟ لکن تکلیف بود، خدا گفته بود این را، پیغمبر هم نمی توانست تخلف کند، امر خدا بود. .......






براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :



درباره : "><-PostCategory->

امتیاز : | نظر شما :

مطالب مرتبط
دلم کمی آرامش می خواهد؛
سالروز ترور نافرجام بدخواهان و مخالفین اسلام و انقلاب
ماجرای نبش قبر شهیدی که پیکرش پس از ۳۱ سال سالم بود
آماده باش
تولد امام حسین (علیه السلام) و حضرت ابالفضل (علیه السلام) مبارک
تیتر با خودتان
شهید
شرط عشق جنون است ؛ ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم .


نوشته شده در یکشنبه 19 مهر 1394 توسط AAMA813| بازدید : 12 |

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
:
عناوين آخرين مطالب ارسالي

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
شهادتنامه


نام :AAMA



نام خانوادگی:813





تاریخ ولادت:لحظه شهادت


تاریخ شهادت:-------


محل شهادت:-------


نام عملیات:-------


قرارگاه:---------


محل دفن:--------

عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
نظر سنجی
سلام نظرتون درباره وب ؟
امکانات وب
شمارنده
سلام بر علمداری که دستش را داد ولی دست نداد


RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آماده باش برای شهادت مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا